تبلیغات
دلنوشته یک گمنام - به فدای کرمت امام رضا(ع)
 
دلنوشته یک گمنام

به نام خدا
روز تولد ما آدما روز خیلی مهمی برامونه
خیلی ها دوس دارن روز تولدشون روجشن بگیرن وشاد باشن
خیلی ها دست زن وبچه رو میگیرن ومیرن طرفی که خوش بگذره
خیلی ها خونشونو تزیین میکنن ومنتظر حمله مهموناشون میشن تا دست جمعی خوش بگذره
خیلی ها دوس دارن فقط کادو بگیرن وعلاقه ای هم به مراسمات پرسرو صدای تولد ندارن
و...
میدونی اینم برای خیلی ها مهمه که روز تولدشون چه مناسبتی داره
وبرای همین تقویم شمسی وقمری رو کلا زیر ورو میکنن.
اگرم مناسبت خاصی نبود مناسبت سازی هم راه حل خوبیه!
امسال چرخش روزوماه جوری شد که روزتولد من با یه اتفاق خیلی قشنگ یکی شد
ومن وقتی برای اولین بار تقویم90رومیدیدم خشکم زد وباورم نشد
امسال تولدم با میلاد امام رضایکی شد!
سال پیش سایه کرامت خواهرش برسرم سایه انداخت
وقدم به روزتولدم گذاشت و
امسال میهمان کرامت سلطانم...
وقتی کاملا باورم شد که چقد باحاله!
خیلی دوس داشتم تولدم رو با امام رضا جشن بگیرم
دوس داشتم کادوم رواز دستای مهربونش بگیرم
دوس داشتم برم تو حرمش وفقط به ضریح نورانیش نگاه کنم
دوس داشتم توگوهرشادش بشینم وببینم کرامت بی کرانش رو
دوس داشتم دلم بشه یه کبوتری بین کبوترا که طواف حرم میکنن
ولی خیلی آرزوی دور ودرازی بود
اینکه بشه روز تولد امام تو مشهدش باشم
نمیدونم باید چی بگم
نمیدونم
مهربونی وکرامتش دهن آدمو میبنده



.
.
حالامن راهی ام به راهی که فقط خودش دعوت نامه میده
من راهی ام به حریمش
من راهی ام تا تولد21سالگیم رو
با امام رئوف بگیرم
من راهی ام تا راهی ام کند
تادیاری که او براتش رامیدهد


.
.
.
فراموش نخواهم کرد تاعمر دارم
فراموش نخواهم کرد17/7/90را
که با طلیعه شمس الشموس روشن شد.

 





نوع نوشت : با تو نوشت، 
چسبونکی: حضرت سلطان،





آمارمون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه