تبلیغات
دلنوشته یک گمنام - توکلت عل الله
 
دلنوشته یک گمنام
چهارشنبه 18 آبان 1390

یک چند وقت پیش یه تغییرتقریبا اساسی توی تشکیلات مسجد(مچّد خودمون)رخ داد.حاج آقای محترم مسجدمون(حاجی خودمون) رفتند ویه حاجی! ببخشید یک حاج آقای محترم دیگه البته خیلی جوان تر راجانشین خودشان کردند.

البته به قول حاجیمون:«چیزی از سیستم مسجد عوض نمیشه فقط یه نفر میره یه نفر دیگه میاد.»اما ما بسیاربسیار مشعوف شدیم از اینکه بالاخره پس از یک عمر! یک تغییر اساسی رخ داد.

وما این صابون را بردل مالیدیم که معضلات مسجد مرتفع خواهد شد.پس برآن شدیم که معضلاتی که درپست(وخدا مسجد راآفرید)آورده شد را به لطف حاجی نیو(حاج آقای محترم جدید الورود) با قدرت هرچه تمام تراز میان برداریم ومسجدمان رابه قولی گلستان کنیم.

ویک نسخه از آن دردنامه را مکتوب کردیم ودرون پاکتی شکیل! گذاشتیم ونسخه ای ازسخنان حضرت امام خامنه ای(حواست باشه اسمش صلوات داره ها) در مورد مسجد را به آن ضمیمه کردیم به امید اینکه تاثیر خودش را داشته باشد.

 به انتظار(کمین!) حاجی ماندیم تا در یک فرصت مناسب پاکت را به جنابش تحویل دهیم. اما از شانس ما حاجی بدجور اکتیو بودند وما ایشان را خلوت ندیدیم تا بتوانیم درحد5 الی 10 دقیقه صحبت کنیم ودردنامه راتحویل دهیم تا فکری به حال معضلات نازنین مسجد بفرمایند.

وبراین شدیم که نامه را تحویل خادم خدوم مسجد دهیم تا به حاجی بدهند. واین کار راکردیم.وبسیار مشعوف شدیم که بالاخره حاجی مسجدمون یک کاری برای بهبود وضعیت مسجد خواهد کرد.

اما برخلاف انتظاری که میرفت ،هنوز از حاجی وجواب نامه خبری نشده است.شاید واقعا آن مشکلات مهم نبودند.شایدم مشغله جنابشان زیاد است شایدم...نمیدانم اما هنوز امیدوارم حاجی جواب مارا بدهد وما را یاری کند!

البته خدا همیشه یارویاور ماست.توکلت علی الله!

یاعلی





نوع نوشت : درد نوشت، یه ذره سیاسی نوشت، 
چسبونکی: چی بگم والا،





آمارمون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه