تبلیغات
دلنوشته یک گمنام - یه مدینه ویه دل پراز غربت
 
دلنوشته یک گمنام

اگه رفته باشی میدونی

که شهر با همه قشنگیش ، با همه چراغای روشنش

دلت رو روشن نمیکنه

اگه رفته باشی میدونی

همه جای شهر،همه کوچه پس کوچه های شهر

بوی غربت میده

حتی اگه تو نگین سبز شهرم باشی

حتی اگه تو حریم حرمش باشی

حتی اگه پاتو روفرشای سبز روضه بذاری

میبینی به چشمای خودت ، که اونجام غربت فریاد میزنه

اگه رفته باشی و نشسته باشی توحیاط حرمش

اگه رفته باشی و چشم بدوزی به گنبد سبزش

اگه رفته باشی و ببینی جایی رو که میگن کوچه بنی هاشمه

طعم غربت تا اعماق وجودت حس میشه

حتی پیغمبرم(ص) غریبه

اگر نرفته باشی هم میدونی

که یه جایی تومدینه ،غریب ترین جای عالمه

ولی اگه رفته باشی

اینو با تمام وجودت ، با تک تک سلولای تنت حس میکنی

وقتی که دستاتو به پنجره های آهنی سرد بقیع گره میزنی

وقتی دوس داری بری و بیفتی روخاکش

ولی نمیذارن و حتی از نگاه کردن به اونم منعت میکنن

اصلا میدونی چیه؟

هرکی تو مدینه موند غریب موند!

این روزا دلم مدینه میخواد

تا برم وبغض مونده رو دلم رو...

دلم مدینه میخواد ولی...

ولی خداییش بی تو مدینه هم صفایی نداره ، بیا!

علی علی





نوع نوشت : درد نوشت، از تو نوشت، 
چسبونکی: یادش بخیر،





آمارمون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه