تبلیغات
دلنوشته یک گمنام - ما آدما
 
دلنوشته یک گمنام
یکشنبه 9 بهمن 1390

ما آدما خیلی زود بعضی چیزا رو فراموش میکنیم وبه روی خودمونم نمیاریم وبعضی چیزارو خیلی خوب یادمون میمونه.

ما آدما دم از ایمان و دین میزنیم.کلی سخنرانی میکنیم ولی پای عمل که میاد وسط همه چی ازیادمون میره.

ما آدماخیلی... .

میدونیم باید انسان باشیم. میدونیم باید هوای همنوعانمون رو داشته باشیم. میدونیم نباید در حق کسی ظلم کنیم. میدونیم ومیدونیم

اما سکوت!

این درد بی درمون ، گلوی هممون رو میگیره

میدونی چرا دارم این اراجیف رو به هم میبافم؟

چون یه چیزی بد جور ناراحتم کرده

اینکه من به اصطلاح مسلمون شیعه دوازده امامی!

 منی که ادعام میشه آخر مسلمونیتم

راحت توخونه گرم ونرمم نشستم وچای گرمم ترک نمیشه

درحالی که یه کم اون طرف تر از مرزای کشورم

جایی هست که صدای فریاداشون رو کسی نمیشنوه

دردناکش اینه که من میدونم وهیچی نمیگم!

آخه یکی نیست بگه مسلمون:اگه بدونی مسلمونی طلب کمک میکنه وتو به روی خودتم نیاری دیگه مسلمون نیستی

حالا هی برو ادای مسلمونا رو درار!

میدونی حرفم چیه؟

میخوام بگم مردم بحرین که همشون شیعه اند

دارن قتل عام میشن و ما هنوز سایلنتیم!

اگه دیگه خیلی بهمون فشار بیاد4تا مرگ بر آمریکا میگیم وتموم!

حرفم اینه ملت!

هنوزخیلی از محرم نگذشته

که ما بازم فراموش کردیم .

ای داد از دست ما!

(این پست رو نگذاشتم که بخونی وتهش آه بکشی وتموم.مسلمون !، اگه نمیتونی کاری کنی،لااقل براشون دعا کن.همین !)

یاعلی





نوع نوشت : درد نوشت، یه ذره سیاسی نوشت، 
چسبونکی: یه نمه سیاسی،





آمارمون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه