تبلیغات
دلنوشته یک گمنام - 90 هم گذشت
 
دلنوشته یک گمنام
سه شنبه 23 اسفند 1390

تقویم سال 90 ورق های آخرش را میخورد وکم کم بساط خویش را از میان برمیدارد.

به روزهای گذشته اش برمن فکرمیکنم وخاطرات خوب وبد مثل فیلم جلوی پرده چشمانم اکران میشود.

به روزهایی فکرمیکنم که مرا رشد داد.روزهایی که درآن تجربه هایی داشتم تلخ یاشیرین!

به روزهایی که برمن گذشت ومن ساعاتش را به تباهی کشاندم وبازهمان حس حسرت و...

وبه یاد حال خودم افتادم دراول سال 90 که پای سفره هفت سینش در این اندیشه بودم که سال 90 برایم چگونه خواهد گذشت.

دراین آرزوبودم که ای کاش امسال آخرین سال بی منجی بودن باشد.

دراین فکربودم آیا به پایان 90 خواهم رسید یا...

درکنار کسانی بودم که الان با ما فاصله ای دارند به اندازه یک دنیا که هنوز رفتنشان را باورنکرده ام!

و

ودوباره درهمان افکارم.

شاید درپایان 91 هم همین ها رابگویم

شاید هم

نمیدانم

اما به هرحال روزها به سرعت درگذر است وفرصت ها هم.

وامیدوارم بتوانیم از سال جدید به خوبی استفاده کنیم ولااقل درپایانش حسرت روزهای گذشته اش رانخوریم.

یاعلی





نوع نوشت : درد نوشت، 
چسبونکی: بی ربط مربوط،





آمارمون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه