تبلیغات
دلنوشته یک گمنام - بیا وقلب من را....
 
دلنوشته یک گمنام
جمعه 26 خرداد 1391

آسمان هم یکی از صدها هزار کلمه ایست که خوانده ایم ونوشته ایم ویادش گرفته ایم اما آسمان هم چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنارش گذشت.بگذار این بار آسمان را برایت معنا کنم:

آسمان پهنه ی بی کرانه ایست از این جهان هستی که همانند سقفی است برای اهالی خاکی نشین زمین.

آسمان جایی است که خورشید هرروز میهمان گستره ی بی نهایت آن می شود ؛ وماه هرشب انیس وهمدم درد های نهانی آن است.

آسمان پنجره ی کوچکی است که خداوند هر شب پای آن می نشیند تا نظاره گر درخشش شکوفه های اشک ستاره های زمینی اش باشد تا با نگاه های مهربان وزیبایش پناه بنده های کوچکش باشد.

آسمان تجلی گاه عظمت الهی است در آیینه ی تصویر تا شاید چشمان خسته و خاکی بین ما آدم ها را لحظه ای خیره وحیران خود سازد.

آسمان گستره ای به اصطلاح آبی رنگ که در نقاشی های کودکانه مان باید کامل رنگ می شد وگرنه نمره بیست نقاشی به هجده سقوط می کرد ؛ اما آسمان آبی نیست ،آسمان رنگ خداست وکسی هم نمی تواند با این قلم های بی رنگ ، رنگ زیبای خدا را نقاشی کند.

وآسمان شاید برای من که جز زمین چیزی ندیده ام و فقط در محدوده ی محدود خودم مانده ام ، آسمان همین سقف سفیدی باشد که دور سیاره خاکی ام را فراگرفته است.اما این سقف سفیدی که من آسمان خواندمش همان راهی است از من تا او،که نمی توان با این پای دربند ، با این بال شکسته از سنگینی گناه ،آن را پیمود.

وآسمان شاید کرانه ای از همین زمین خاکی باشد که تو پای بر آن نهادی ورنگ خدا بر آن پاشیدی.

پس ای کاش می آمدی وقلب زمینی وخسته ما را هم

آسمان می کردی.........

 

یاعلی

 

 





نوع نوشت : از تو نوشت، 
چسبونکی: امام مهدی،





آمارمون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه