تبلیغات
دلنوشته یک گمنام - امان از این وجدان درد...
 
دلنوشته یک گمنام

نمیدانم شاید همه جشن هایی که برای تو میگیریم

شاید همه خرج هایی که میدهیم

شاید همه نذری هایی که به پای تو میریزیم

شاید همه چراغانی هایی که به خاطرت میکنیم

شاید

والبته شاید

همه به خاطر این باشد که نسبت به تو وجدان درد داریم

دردی که تا اعماق تهمان را میسوزاند.

گاهی هم به خودمان میگوییم نیتمان قربه الی الله است

که دوباره به قول خودمان"کلاه شرعی"میگذاریم سرمان به این هوا!

والبته شاید هم همین یه کم وجدان درد راهم نداشته باشیم

نمی دانم

چرا چراغانی های شهر دلم را روشن نمیکنند.

نمیدانم چرا جشن های میلادت مسرورم نمیکنند.

گویی سرورمان کامل نمی شود

وقتی تو نیستی

ومن امسال مثل هر سال دلشوره دارم

که جشن ها باز بدون تو ادامه پیدا کنند

....

ای کاش کمی

فقط کمی خودمان را برای حضورت وظهورت آماده می کردیم

ای کاش خیابان های دلمان را به عشقت آذین می بستیم

ای کاش فقط کمی به یاد تو بودیم

..........................................همین.

(مخاطب خاصش:خودم)

یاعلی





نوع نوشت : درد نوشت، 
چسبونکی: امام مهدی،





آمارمون
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه